یکی: پسرت چند سالشه؟
اون یکی: ۳ سال و ۳ ماه
یکی: وای چه قشنگ، به مناسبت ۳سال و ۳ماهگیش چیکار قراره بکنید؟
اون یکی: قراره بریم آتلیه، بعد هم یه کیک سفارش دادیم و یه جشن خودمونی میگیریم.
یکی: چه عالی، امیدوارم جشن ۳۳۳ سالگیش رو بگیرید!!
من: منم میرم به حالِ خودمون که مغزهایی با اینهمه ارزش و اعتبار به عدد رو جابهجا می کنیم، گریه کنم!
دل به دريا زده ام...ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: شنبه 8 تير 1398 ساعت: 2:32
ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 12:08
اگر تو باشى
تمام تاريخ هاى بودنت ثبت مى شوند
مثل امروز،
كه آمدى سال هاى قبل تر از اين
و ميدانم
كه مى مانى براى سال هاى بعدتر از اين!
اين سال ها ديگر نه زمستان ها دست در جيب دارم
و نه تابستان ها داغ مى مانند،
تمام فصل ها،
به اعتدال لبخند تو ميگذرد.
دل به دريا زده ام...ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 12:08